باد میان موهایم...

باد میان موهایم...

باران از چشمهایم...

پاییزچه گستاخانه چنگ میزند مرا

انگار نمیداند مهمان امشب است

فردا زمستان به خانه ام می آید...
دیدگاه ها (۱)

...

یادش به خیرنت نبود چقدر راحت بودیم

(...)

‏از هوای دونفره و بارون , فقط ................جمع کردن لباسا...

#حکایت_قدیمی در گذشته های دور مهمانی سرزده و دیروقت به خانه ...

عاشقانه های شبنم

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

عاشقانه های شبنم

می بیند و می فهمد و انگار نه انگارصیدیم، رها گشته و در بند گ...

آقا......بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم صو...

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

قاصدِ دلتنگیما همان بچه‌هایی بودیم که انگار تمام جهان در کف ...

خاطراتِ معلق در نور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط