می بیند و می فهمد و انگار نه انگار

می بیند و می فهمد و انگار نه انگار
صیدیم، رها گشته و در بند گرفتار

زیبایی چشمش همه را همدم ما کرد
اشک وغزل و پنجره و ساعت و سیگار

از مرحمت عشق همینقدر بگویم
تنهابی و تنهایی و تنهایی بسیار

من با طمع شانه او آمده بودم
سهمم شد از این عشق فقط شانه دیوار

با اینکه دل کوچک من خانه او شد
ابری شده احوال من از حسرت دیدار

با عالم بی عشق کنار آمده بودم
زیبایی اش انکار مرا برد به اقرار

دلتنگی و بی تابی و باران و خیالش
ای حضرت پاییــز کمی دست نگه دار...🦋🦋

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

می بیند و می فهمد و انگار نه انگارصیدیم، رها گشته و در بند گ...

دلتنگی و بی تابی و باران و خیالش

تنهایی و تنهایی و تنهایی بسیار

ادامه پست قبل_^:باید در نظر داشته باشید که طبق قراری که با ه...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

نباید ناموسی میزد گایده شد 😂🤌🏻

دکتر عباسی و تسلیم طلبهای خائن

صرفا معرفی یک خائن و فراخوان جوانان به کف خیابان هم جهت اطلا...

ایکاور_آیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط