پدرم دفتر شعری آورد

پدرم دفتر شعری آورد
تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند
و مرا برد به آرامش زیبای یقین
زندگی ..
شاید شعر پدرم بود که خواند ..

{ سهراب سپهری }
دیدگاه ها (۳)

سهراب سپهری

⁨ بعضی شعرها را نمی‌خوانیم؛ زندگی‌شان می‌کنیم... این همان شع...

سهراب سپهری شاعر و نقاش

مژگان عباسلو؛ شاعرِ پزشکمژگان عباسلو شاعر، نویسنده و پزشک ای...

زخم فراموشی

سهراب سپهری شاعر و نقاش

‌˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️ ...

نقطه ی آرامش

#نیایش_صبحگاهی به نام خدایی که برذات وی محال است هرگز برد عق...

آدمیزاد عجب قصه‌ی عجیبی‌ست؛گاهی برای به‌دست آوردنِ دنیا می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط