خدایا !

خدایا !
کسی غیر از تو با من نیست …
خیالت از زمین راحت ، که حتی روز روشن نیست …
کسی اینجا نمیبینه ، که دنیا زیر چشماته !
یه عمره یادمون رفته ، زمین دار مکافاته !
فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه ها کردم !
که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم !
خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن !
شنیدم گرمه آغوشت ، اگه میشه منم جا کن …
دیدگاه ها (۲)

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﻭ ﻧﺸﻮﺩﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺮﻗﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﺐ ﻭ ﺭ...

می ترسم ار آدمها...آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ات.....

نیاز "من" ....هوست را کرده ام هوس طواف تنت را ...همه جا هستی...

تَمـــــامه زِندگیــــــَم قُـــــــربانــــــی عَشقــــــــ...

اینجا برات نوشتم +4 ورزش نکردن. اگه میخوای سالم تر باشی و حا...

P³⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

رومان عشق مافیاپارت 25 از زبان ا/تگفتم : اگر تو دوسم داشتی ه...

رمان تو خود منی

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴ویو لیلی ___اون شب رو ...

رمان

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴ویو لیلی ___صداها کم‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط