ســـر آن داری کامروز مرا شاد کنی

ســـر آن داری کامروز مرا شاد کنی
دل مسکین مـــرا از غمت آزاد کنی

خانهٔ صبــر دلم کز غم تو گشت خراب
زان لب لعل شکــربار خود آباد کنی
دیدگاه ها (۱)

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

وقتی لب تو خنده زد

بغلم ڪردے و گفتے ڪه دلم غم دارد باورت هست ڪه این عشق تو را ڪ...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

عاشقانه های شبنم

نگرفتی خبــر از گمشده راهی گاهیکه بپرسی کمی از حال‌ تباهی گا...

عاشقانه های شبنم

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط