____[The Forbidden Crossing]____

تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁶⁰

سریع سرمو به اون سمت بردم و همون دختر توی عروسی رو دیدم
زیر لب گفتم:
-این اینجا چه غلطی میکنه

و اون خیلی زود سمتمون اومد و دستشو سمت کوک انداخت
اما کوک کاملا بی میل به اون دستشو پس زد و به عقب هلش داد
+ولم کن کارین
*عه چرا اینجوری میکنی؟

و دوباره با همون عشوه رو مخش رفت سمت یکی از صندلی ها و نشست
منم با فاصله از اونا پیش مری نشستم
آروم به مری گفتم:
-این کیه دیگه؟
=دختر عمه جونگ کوک
-آهاا
=ببین کی حسودیش شده
-کی؟ من؟
=نه پس من
-برو بابا چرا چرت و پرت میگی
=باشه من چرت میگم
-عه راستی زنیکه یوبوست چرا گوشی رو من قطع میکنی؟
=دیگه دیگه
-ایششش

و دوباره رفت پیش تهیونگ جونششش
منم تنها نشسته بودم که یه پسره کنارم نشست
! سلام
-س..سلام
!چرا گرفته‌ای؟
-نیستم
!نوشیدنی چی میزنی؟
-نه مرسی نمیخورم
! باشه
اسمت باید رایا باشه درسته؟
.....



#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
دیدگاه ها (۳۳)

سرنوشت(ویو من)اون شب دوباره خواب بد دیدم...همون اتاق تاریک.....

#ارباب‌سنگدل #پارت_33 روز ها در پی هم می‌گذشتند و بلاخره ...

dark love

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۸🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)گفتم: + باشه.بعد از کن...

the first lie

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒ویو آنیا کوک همینجوری حرصم میداد که دی...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

From hate to lovePart::3?خب جونگ کوک چی بهت گفت که از سر جاش...

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت دومویو تهیونگ :همین که سرم رو بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط