وقتی درآغوشم بودچشمانش را بست نمیدانم از

وقتی درآغوشم بودچشمانش را بست نمیدانم از
احساس زیاد بود یا خودش رادرآغوش دیگری
تصورمیکرد...!
دیدگاه ها (۶۴)

بلهههههههه به وجود نمیاد

من یه دیونممممممممممم حیفه که عاقل شم

کآش فقط بودی ، وقتی بغـــض میکردم بغلـم میکردی و میگفتی ، بب...

دلتنگم نه برای روزهایی که رفت ... نه برای آرزوهایی که ورق ...

هروقت دیدین که دیگری بی احساس خطاب شد بدونید که اون شخص عمیق...

چینی زیاد نمیدانم ولی کره ای 😂😎🙂

میگم.باباجون.مهربونماز وقتی رفتی چنان ضعیف و ناتوان شدمکه ب...

.این خودش یه قدرته زیاد سخت نگیر رفیق...

ادامه پارت ۴۷

🎥 شکار کرکس‌ها؛ وقتی MQ۹ تقدیر دیگری در آسمان ایران داشت

اس اول = خیلی شوشولو بودننن دلم نیومد نزارم اس دو = حسودی لی...

احساس میکنم وقتی این قسمتارو خونده[مردم میگن یه نگا به خودت ...

پارت نهم صبح ویو جونگکوک: اووف چقدر بدنم درد میکنه هنوز خواب...

کمپانی XV کیم میلایک آیدل بی نظیردرسته دبیو نکرده ولی فن و ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط