تویی که فقط اروم جون من هستی...ممنونم زندگیم که بهم تکیه

تویی که فقط اروم جون من هستی...ممنونم زندگیم که بهم تکیه کردی..شانه های من پناه امن تو هست تا ابد..اغوشم پناه تمام فصل های تو است..میمیرم برات زندگیم..فدات همسر زیبای من..




بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی
گرمی ثانیه ای خانه شدن را بلدی

تو که ویرانه کننده است غمت می دانم
خوردن غصّه و ویرانه شدن را بلدی

آنقدر سوخته قلبم که قلم می سوزد
شمع گریان شده، پروانه شدن را بلدی

مرغ عشقی شده دل میل پریدن دارد
بال و پر در قدمت لانه شدن را بلدی

می نویسم من عاشق فقط از قصّه ی تو
در غزل های من افسانه شدن را بلدی

اشک شب های سحر سوخته ام پیش کشت
تلخی گریه ی مردانه شدن را بلدی

هر کسی دیده مرا شاعر "مجنون" خوانده
تو "لیلی" "دیوانه" شدن را بلدی

این همه ناز کشیدم بشوم معتکفت
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی
دیدگاه ها (۱)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط