‍ ‍ امروز وقتی نگاهم افتاد

‍ ‍ امروز وقتی نگاهم افتاد
به آینه سفره هفت سین

نه شکست ها
نه پیروزی ها
نه زخم ها
نه خاطره ها
هیچکدام پیدا نبود

من فقط آدمی دیدم پخته تر
این " تَر " را دوست تر میدارم
شاید " حوّل حالنا " همین باشد
دیدگاه ها (۵)

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

در تلاطم بی‌امان روزگار، من تنها شاهد گذر زمانمآن هم با آرزو...

آدمی که منتظره تا یکی وارد زندگیش شه تا بهش بفهمونه که پست‌ه...

این اقا حتما وقتی رفت عراق وضع خیابون و برق و آب و ترمینال ه...

«زندگی، مثل یک آینه است؛سرد، صیقلی، و بی‌رحم.ما در برابرش می...

@nphotography

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

زخم فراموشی

فراتر از خویش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط