در نگاه تو غزل پرسه زنان می‌رقصد

در نگاه تو غزل پرسه زنان می‌رقصد
باد در موی تو، انگار جهان می‌رقصد

می‌خرامی تو به آهنگ غزل‌های من و
همه اجزای جهان در نوسان می‌رقصد

بی‌خود از خویش شدن‌های من و مستیِ تو
شاعری بینِ غزل مست و جوان می‌رقصد

جانِ جانانِ منی، روح منی، راح منی
دست و پای من و هم چشم و زبان می‌رقصد
سوژه‌ی ناب غزل‌ها و سرایش شده‌ای
وقت شعر است و قلم با هیجان‌ می‌رقصد
دیدگاه ها (۲)

نفس بده که برایت نفس نفس بزنمنفس به جزتونخواهم برای کس بزنمم...

زنی با گردنبند مروارید اثر یوهانس ورمیر، یک نقاشی از عصر طلا...

حماسی

(مست عشق تو)

می نشینم رو به روی خواهش ابروی توبعد می بافم غزل با خوشه های...

تو اگر دست نجنبانی دلم پیر شودطفل نوپای غزل باز زمین‌گیر شود...

🦋 می بافتم خاکستری گیسو راماهتاب می‌ریخت پولک پولک برقِ ستار...

می نشینم رو به روی خواهش ابروی توبعد می بافم غزل با خوشه های...

این غزل از احتراق بغض من حاصل شده چشمم امشب بر مقام شاعری نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط