عاشق شو و مستی کن،

عاشق شو و مستی کن،
ترک همه هستی کن
ای بت نپرستیده،
بتخانه چه میدانی؟
تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را
مقصود یکی باشد،
بیگانه چه میدانی؟
ضایع چه کنی شب را،
لب ذاکر و دل غافل
تو ره به خدا بردن، مستانه چه میدانی؟
دیدگاه ها (۱)

کمترین فاصلهاز دشمنی تا دوستی، یک “لبخند”از توقف تا پیشرفت، ...

دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی ستتو مرا باز رساندی به یقین...

من فکر می کنم مزه ی نان عوض شده ستآواز کوچه لحن خیابان عوض ش...

چقدر این مطلب عبید زاکانی زیباست …روزی که مردم بفهمند:هیچ چی...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ³¹ویو اِلا___چند ساعت بعد…همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط