یه قسمت خیلی خوبی تو کتابِ "بلندی‌ های بادگیر" بود که میگ

یه قسمت خیلی خوبی تو کتابِ "بلندی‌ های بادگیر" بود که میگفت:
«او هیچ وقت نمی‌فهمید که من چقدر دوستش داشته‌ام! نه به خاطر این‌ که خوش قیافه هست یا نیست، موضوع اصلا این چیزها نیست، به این خاطر است که از خودم به خودم نزدیکتر است!»
و این قشنگترین تعریف از آدم های خوبِ زندگیمونه، اونایی که بیشتر از خودمون، مارو بلدن!
دیدگاه ها (۱)

New post پست جدیددددد!* عررررر *🛐😭سلام سلام نازیلا های برلی...

۸۰ لایک و ۱۰۰ کام و ۲۰ نشرpart : 2تصویر عکس سیاه و سفید بود ...

«سلام به همه دوستان خوب و همیشگی‌ام…پیام‌هاتان را دیدم؛ از ا...

یک هفته از موندن ات در عمارت گذشته بود.ات هنوز هر روز به راه...

My lovely neighbor part : 47

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

#قرارداد_دوستانه s2p15 ویو هانا : با ظرف توت فرنگی توی دستام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط