این فیک هم تموم شد
این فیک هم تموم شد
خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی بدون این که من بگم خودتون هم با کامنتا و بازنشر ها و لایک ها خوشحالم میکردین
وقتی برای اولین بار شروع به نوشتن کردم خودم فکر میکردم هیچ کس حاضر نیست نوشته هامو بخونه ولی وقتی گذاشتم نمیدونین چقدر با هر کامنتتون خوشحال میشدم
چه نقد بود چه تعریف
توی این مدت احساس میکنم خیلی توی نوشتن پیشرفت کردم و این رو مدیون شما ها هستم
قبلا اعتماد به نفس نوشتن رو اصلا نداشتم ولی وقتی فیکامو میذاشتم و شما با وجود اینکه بعضی وقتا خیلی بد مینوشتم بازم تشویقم میکردین خیلی خوشحالم میکرد
چند باری وسط راه خسته شدم و با خودم میگفتم نوشتن وقت تلف کردنه ولی الان فهمیدم یکی از کار های مفیدی که کردم بود
وقتی میدونستم یکی حاضره تخیلات کوچیکمو بخونه هی مشتاق میشدم بیشتر بنویسم
امسال میخوام برم پایهی نهم و قطعا درسم سنگین تر میشه
نمیدونم میتونم بازم براتون رمان بزارم یا نه
اینم یکی از دلایلی بود که این فیکو اینقدر سریع تموم کردم
خیلی جزییات دیگه میخواستم بهش اضافه کنم و شخصیت های دیگه رو وارد داستان کنم
میخواستم وقتی جونگکوک و مینجی از هم جدا میشن توی فصل دوم برای بار دوم سر کار عاشق همدیگه بشن ولی تضمینی وجود نداشت که بتونم پارت بزارم به خاطر همین زود تمومش کردم
نمیدونم این پایان نوشته هامه یا نه بازم نمیدونم این خداحافظی یا تشکر ولی واقعا دوستتون دارم
خیلی ممنونم که این مدت فیکمو می خوندین
احساسمو نمیتونم توصیف کنم
دوست دارم اگه بشه بازم براتون رمان بزارم ولی نمیدونم میتونم براتون بزارم یا نه
مهر که شروع شد بازم بهتون خبر میدم
ممنونم که ای همه مدت کنارم بودین
بازم دوستتون دارم
_جعون سوجین
خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی بدون این که من بگم خودتون هم با کامنتا و بازنشر ها و لایک ها خوشحالم میکردین
وقتی برای اولین بار شروع به نوشتن کردم خودم فکر میکردم هیچ کس حاضر نیست نوشته هامو بخونه ولی وقتی گذاشتم نمیدونین چقدر با هر کامنتتون خوشحال میشدم
چه نقد بود چه تعریف
توی این مدت احساس میکنم خیلی توی نوشتن پیشرفت کردم و این رو مدیون شما ها هستم
قبلا اعتماد به نفس نوشتن رو اصلا نداشتم ولی وقتی فیکامو میذاشتم و شما با وجود اینکه بعضی وقتا خیلی بد مینوشتم بازم تشویقم میکردین خیلی خوشحالم میکرد
چند باری وسط راه خسته شدم و با خودم میگفتم نوشتن وقت تلف کردنه ولی الان فهمیدم یکی از کار های مفیدی که کردم بود
وقتی میدونستم یکی حاضره تخیلات کوچیکمو بخونه هی مشتاق میشدم بیشتر بنویسم
امسال میخوام برم پایهی نهم و قطعا درسم سنگین تر میشه
نمیدونم میتونم بازم براتون رمان بزارم یا نه
اینم یکی از دلایلی بود که این فیکو اینقدر سریع تموم کردم
خیلی جزییات دیگه میخواستم بهش اضافه کنم و شخصیت های دیگه رو وارد داستان کنم
میخواستم وقتی جونگکوک و مینجی از هم جدا میشن توی فصل دوم برای بار دوم سر کار عاشق همدیگه بشن ولی تضمینی وجود نداشت که بتونم پارت بزارم به خاطر همین زود تمومش کردم
نمیدونم این پایان نوشته هامه یا نه بازم نمیدونم این خداحافظی یا تشکر ولی واقعا دوستتون دارم
خیلی ممنونم که این مدت فیکمو می خوندین
احساسمو نمیتونم توصیف کنم
دوست دارم اگه بشه بازم براتون رمان بزارم ولی نمیدونم میتونم براتون بزارم یا نه
مهر که شروع شد بازم بهتون خبر میدم
ممنونم که ای همه مدت کنارم بودین
بازم دوستتون دارم
_جعون سوجین
- ۱.۵k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط