خب... دوباره مدرسه شروع شد.
خب... دوباره مدرسه شروع شد.
میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین بابتش
و میدونمم که برای خیلیهامون فقط «شروع یه سال تحصیلی جدید» نیست.
کلی اتفاق افتاده کلی فشار رو تحمل کردیم کلی اتفاق ناگوار...
برای یه عده یعنی از این به بعد گوشی کمتر دستشونه، بعضیا حتی گوشیشون رو کامل ازشون میگیرن و ارتباطشون با دوستها و چیزایی که باهاش وقت میگذروندن محدود میشه.
برای یه عده یعنی برگشتن به کلاسی که توش احساس غریبی میکنن.
دوستایی که شاید واقعاً دوست نیستن.
آدمایی که جلوت یه جور رفتار میکنن و پشت سرت یه جور دیگه.
مقایسه شدن با بقیه.
«ببین فلانی چقدر بهتره.»
فشار نمره و امتحان و تکلیف.
و اون فشار آشنای خانواده.
اون حس اینکه هرچی بیشتر تلاش میکنی، باز انگار کافی نیست.
برای بعضیا حتی خود مدرسه جای خوبی نیست.
شاید سالهای قبلشون اونقدر بد گذشته که با شروع دوبارهی مدرسه، بهجای هیجان، فقط یه عالمه حس بد برمیگرده.
و راستش...
قرار نیست بگم «نگران نباشید، امسال بهترین سال زندگیتونه»، چون شاید اصلاً نباشه.
شاید امسال هم بعضی روزها واقعاً افتضاح باشن.
شاید از بعضی آدما ناامید بشیم.
شاید یه امتحان رو خراب کنیم، با خانواده بحثمون بشه، از درس خسته بشیم یا یه روز کامل هیچ انگیزهای برای انجام هیچ کاری نداشته باشیم.
ولی امیدوارم وسط همهی اینا، حداقل خودمون رو فراموش نکنیم.
ما فقط یه بار توی سن و سال الانمون زندگی میکنیم.
قرار نیست همهچیزمون تبدیل بشه به نمره، امتحان، رضایت بقیه و اینکه «فلانی از من بهتره یا نه».
اگه دوستای خوبی پیدا نکردی، مشکل از ارزش تو نیست.
اگه یه امتحان رو خراب کردی، معنیش این نیست که از بقیه عقبتری.
اگه انگیزه نداری، قرار نیست هر روز مثل یه آدم کاملاً مرتب و پرانرژی زندگی کنی.
و اگه از مقایسه شدن خسته شدی، حق داری.
حق داری ناراحت بشی.
شاید نتونیم مدرسه رو عوض کنیم.
شاید نتونیم نظر خانوادهمون، رفتار بعضی آدما یا حجم درسها رو کنترل کنیم.
ولی امیدوارم یه گوشهی کوچیک از روزمون هنوز مال خودمون بمونه.
یه آهنگ.
یه دوست واقعی.
یه بازی.
یه نقاشی.
یه سریال.
چند صفحه کتاب.
یا حتی فقط چند دقیقه خیره شدن به سقف و هیچ کاری نکردن. :')
قرار نیست از این دوران یه خاطرهی فوقالعاده بسازیم.
قرار نیست هر روز با انگیزه از خواب بیدار شیم.
قرار نیست همهچیز طبق برنامه پیش بره.
بعضی روزها خوب میگذره، بعضیا هم نه.
بعضی روزها درس میخونیم، بعضیا فقط منتظریم ساعت تموم شدنش برسه.
خلاصه که...
مدرسهست دیگه.
یه جوری میگذره.
فقط امیدوارم وقتی تموم شد، بفهمیم وسط تمام این شلوغیها، خودمون رو کامل جا نذاشتیم. :')
نمیدونم چی بگم.. و میدونم متنی که نوشتم مسخره ست و حتی بچگانه؟ ولی خب..
واقعا امیدورام که سال تحصیلی خوبی رو داشته باشین و حسرتی به دلتون نمونه و شرمنده الکی طولانی شدش
میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین بابتش
و میدونمم که برای خیلیهامون فقط «شروع یه سال تحصیلی جدید» نیست.
کلی اتفاق افتاده کلی فشار رو تحمل کردیم کلی اتفاق ناگوار...
برای یه عده یعنی از این به بعد گوشی کمتر دستشونه، بعضیا حتی گوشیشون رو کامل ازشون میگیرن و ارتباطشون با دوستها و چیزایی که باهاش وقت میگذروندن محدود میشه.
برای یه عده یعنی برگشتن به کلاسی که توش احساس غریبی میکنن.
دوستایی که شاید واقعاً دوست نیستن.
آدمایی که جلوت یه جور رفتار میکنن و پشت سرت یه جور دیگه.
مقایسه شدن با بقیه.
«ببین فلانی چقدر بهتره.»
فشار نمره و امتحان و تکلیف.
و اون فشار آشنای خانواده.
اون حس اینکه هرچی بیشتر تلاش میکنی، باز انگار کافی نیست.
برای بعضیا حتی خود مدرسه جای خوبی نیست.
شاید سالهای قبلشون اونقدر بد گذشته که با شروع دوبارهی مدرسه، بهجای هیجان، فقط یه عالمه حس بد برمیگرده.
و راستش...
قرار نیست بگم «نگران نباشید، امسال بهترین سال زندگیتونه»، چون شاید اصلاً نباشه.
شاید امسال هم بعضی روزها واقعاً افتضاح باشن.
شاید از بعضی آدما ناامید بشیم.
شاید یه امتحان رو خراب کنیم، با خانواده بحثمون بشه، از درس خسته بشیم یا یه روز کامل هیچ انگیزهای برای انجام هیچ کاری نداشته باشیم.
ولی امیدوارم وسط همهی اینا، حداقل خودمون رو فراموش نکنیم.
ما فقط یه بار توی سن و سال الانمون زندگی میکنیم.
قرار نیست همهچیزمون تبدیل بشه به نمره، امتحان، رضایت بقیه و اینکه «فلانی از من بهتره یا نه».
اگه دوستای خوبی پیدا نکردی، مشکل از ارزش تو نیست.
اگه یه امتحان رو خراب کردی، معنیش این نیست که از بقیه عقبتری.
اگه انگیزه نداری، قرار نیست هر روز مثل یه آدم کاملاً مرتب و پرانرژی زندگی کنی.
و اگه از مقایسه شدن خسته شدی، حق داری.
حق داری ناراحت بشی.
شاید نتونیم مدرسه رو عوض کنیم.
شاید نتونیم نظر خانوادهمون، رفتار بعضی آدما یا حجم درسها رو کنترل کنیم.
ولی امیدوارم یه گوشهی کوچیک از روزمون هنوز مال خودمون بمونه.
یه آهنگ.
یه دوست واقعی.
یه بازی.
یه نقاشی.
یه سریال.
چند صفحه کتاب.
یا حتی فقط چند دقیقه خیره شدن به سقف و هیچ کاری نکردن. :')
قرار نیست از این دوران یه خاطرهی فوقالعاده بسازیم.
قرار نیست هر روز با انگیزه از خواب بیدار شیم.
قرار نیست همهچیز طبق برنامه پیش بره.
بعضی روزها خوب میگذره، بعضیا هم نه.
بعضی روزها درس میخونیم، بعضیا فقط منتظریم ساعت تموم شدنش برسه.
خلاصه که...
مدرسهست دیگه.
یه جوری میگذره.
فقط امیدوارم وقتی تموم شد، بفهمیم وسط تمام این شلوغیها، خودمون رو کامل جا نذاشتیم. :')
نمیدونم چی بگم.. و میدونم متنی که نوشتم مسخره ست و حتی بچگانه؟ ولی خب..
واقعا امیدورام که سال تحصیلی خوبی رو داشته باشین و حسرتی به دلتون نمونه و شرمنده الکی طولانی شدش
- ۳.۵k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط