این جور که من شنیدم وقتی می خواستند دفنش کنن از تو کفنش

این جور که من شنیدم وقتی می خواستند دفنش کنن از تو کفنش مار درومده و دور گردنش پیچیده .هر چقدر هم سعی کردن جداش کنن نتونستن .می گفتن که ماله یتیم خورده و اخلاقش در خونه خوب نبوده.
دیدگاه ها (۲۲)

خخخخخ

آیاواقعیه؟؟؟؟

این جور که من شنیدم وقتی می خواستند دفنش کنن از تو کفنش مار...

متنفرم از تمام قهوه های تلخی که تو را قسمت فالـم نمی کند،!

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

برده عمارت جئون

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت چهارم: سایه‌های سیاه و سوءتفاهمِ مرگ...

پرواز قاصدک

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴ویو میکا_____فلش‌بک ب...

خوشگل پسرا خودشونو معرفی کردن❤️🎀🦊: بچه‌ها، تا حالا ویدیوهای ...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹²جیمین، پس از اجرای قطعه‌ی کوتاهش...

پارت ۲۷: زنجیرهایِ سرد، کلماتِ هراساناتاقِ مسترِ عمارت، با آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط