جان دو عــالم نـــذر یـک لبخند یـــارم

جان دو عــالم نـــذر یـک لبخند یـــارم
من غـــیر دل سرمایـــه ای دیگــــر ندارم

آقــا بیــــا کـه مــــادرم چشـم انتـــــظار است
مویش زمستان شد ولی چشمش بهار است

چیـــزی نمانـــده تـــا پـــدر یعـقوب گردد
برگرد یوسف تا که چشمش خوب گردد
دیدگاه ها (۱)

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

دختری که ملکه ی جهنم شد

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

⏳ ظهور نزدیک است...📌 وعده‌ی خدا نزدیک تر از چیزی است که فکر ...

معاملهp3جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ خیره ماند.بعد نگاهش را ...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط