#دلنوشته

#دلنوشته
گاهی دلم پر می‌شه از حرف‌هایی که هیچ واژه‌ای طاقت گفتنش رو نداره.

یه عالمه دلتنگی، یه عالمه دلخوری، اما نه از اونایی که بشه با قهر و آشتی تمومش کرد…

از اون دلخوری‌هایی که تهش فقط سکوت می‌مونه.

تو چجوری انقدر ساکتی؟ من دارم از درون له می‌شم و فرو می‌ریزم، ولی تو انگار نه انگار…

همه‌شو ریختم تو نگاهت، همون نگاهی که توی عکس هنوزم آرومم می‌کنه و می‌سوزوندم.

انگار چشمات شنونده‌ی حرفایی‌ان که هیچ‌کس دیگه نفهمید…

من موندم و اون لبخند نصفه، و حرف‌هایی که نه گفتنش آرومم کرد، نه نگفتنش.
دیدگاه ها (۲)

🎙️🔥 امباپه اومد، حرف زد و تمومش کرد!یه مصاحبه از اون مدل‌های...

جونگ‌کوک عزیز، تولدت مبارک🤍. تو فقط یه خواننده نیستی؛ تو اون...

عاشقانه های شبنم

پارت: 22 (بخش3) **زاویه دید: زین**نگاهش اومد بالا و تو تاریک...

لحظه ی دیدار با تو بعد از اینکه تهیونگ با اون حرکت رو از روی...

عاشقانه های شبنم

پارت ۱۸:خب فکر کنم عاشقت شدم Will i fill i love you

عاشقانه های شبنم

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط