ما قصه‌ی دل جز به بر یار نبردیم

ما قصه‌ی دل جز به بر یار نبردیم
و ز یار شکایت سوی اغیار نبردیم

معلوم نشد صدقِ دل و سرِّ محبّت
تا این سر سودا زده بر دار نبردیم
دیدگاه ها (۱)

تقدیم حضرت یار:🫀🫂امشب ای یار دلم سخت هوایت دارد..دل  سودا زد...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

عاشقانه های شبنم

خداحافظ ای جوانی من خداحافظ یار نیمه راهم خداحافظ ای همه ی ...

عاشقانه های شبنم

🕗 #وقت_سلام

حضرت یار

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط