part 64

part 64

_لباستو بپوش دیگه بریم پایین
+اره تو به یه ورتم نیس من درد میکشم یا نه میگی بریم پایین برو گمشو من نمیام
_وای عزیز دلم عمرم گلم ببخشید الان برات مسکن میارم
+نمیخوام برو گمشو کثافت (دوستان فیکه)
_ایبابا
ات لباسشو پوشید و از اتاق خارج شد
_وای باید نازشو بکنم الان قهره نینی
ته هم پشت سر ات از اتاق بیرون زد و به سمت هال رفتن
*بلخره
+(از خجالت رفت نشست رو مبل تک نفره و سرشو انداخت پایین)
ته هم اومد بدون اینکه به جیمین و ویلیام توجه کنه رفت جلو ات رو زانوهاش نشست و دستشو گرفت
*چیشده ناراحتش کردی؟؟
_خانوم بازم قهره
+ببند و برو گمشو
_ایبابا گرلم
ات از رو مبل بلند شد و تا خواست بره سرش گیج رفت و لالا
همگی به طرف ات دویدن و
_گلم چشاتو باز کن
! زود باش ببریم بیمارستان
ته ات رو برای استایل بغل کرد و به سمت ماشین دویدن
درو باز کرد و ات رو گذاشت رو صندلی خودش هم سوار شد و به سمت بیمارستان حرکت کردن
بعد چند
ات رو از ماشین برداشت تا اون موقع جیمین و ویلیام هم با ماشین خودشون رسیدن
داخل بیمارستان شدن
_یکی کمک کنه (داد)
صندلی (اسمشو نمیدونم مسخره نکنین) اوردن و ات رو گذاشتن روش بردن یه اورژانس
دکتر رفت تا معاینه کنه و ماهم پشت در منتظر بودیم
بعد چند

ادامه دارد........
دیدگاه ها (۳)

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

مربی موتور سوار

رمان تهکوک

استاد من ۳

گمشده در روشنایی. P 4

.......//برده ی زیبا//.......

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط