این بار که عاشق شدن دوستت دارم را اصلا به زبان نمی آورم..

این بار که عاشق شدن دوستت دارم را اصلا به زبان نمی آورم.. قربون صدقه رفتن که هیچی!!!!
نگرانیامو بروز نمیدم.... وقتی حالش خوب نبود باهاش صحبت نمی کنم و آرامش نمیکنم... به جاش می گم برو به دوش بگیر تا بهتر بشی.
باهاش زیاد بیرون نمیرم تا اگه جدا شدیم خیابونای شهر عذابم ندن...
به چشماش خیره نمیشم تا دلم گیر نگاهش نشه...
سعی میکنم داره خودشو واسم لوس میکنه بحث و عوض کنم تا صدای که یادم اومد دیوونه نشم... وقتی خواست قسم بخوره که تنهام نمیزاره انگشتمو میزارم رو لبش و میگم لازم نیست قسم بخوری، حرمت خدا رو نشکون..
خلاصه اصلا بهش گیر ندیدم و پا پیچش نمیشم.... انگار نه انگار.... من تجربه کردم تاوان اعتماد به بعضیا به عمر پشیمونیه.
دیدگاه ها (۶)

چندپارتی جین

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت یازدهم: فروریختن 🩸🥀[دیدگاه تهیونگ]هن...

پارت: 15 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«واقعاً که نمک‌نشناسن.» تا...

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part بی اهمیت خنده ای ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هشتم: بازیِ دو رویِ پرده 🎭[دیدگاه ته...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

چند پارتی

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا حدود یک ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط