گیسوی تو قصه ای پُر از تعلیق است

گیسوی تو قصه ای پُر از تعلیق است

جمعی ست که حاصلش فقط تفریق است

چشم تو چلیپایی و ابرو کوفی

خط لب تو چقدر نستعلیق است



" جلیل صفربیگی "
دیدگاه ها (۱)

"نون"از شروع قصه ی ما "والقلم" نشدحیفا که عاشقش شدم و عاشقم ...

دل به دریا زده میلش به سر ساحل نیستریشه در عشق دوانیده دلم ع...

نگرانم !برای روزهایی که می آیندتا از تو تاوان بگیرند و تو ر...

روسری وا می کنی، خورشید عینک می زند!دسته گل غش می کند،پروانه...

بعد یوکی به سمت گیو رفت. ظاهراً خسته بود؛ چند لحظه کنارش ایس...

AR-Lp 36

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۳: اشتباه بزرگی کردیسکوت سنگینی بعد از فر...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۳: فاجعه در آشپزخانهسوآ و تهیونگ آهسته بر...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۸: وقتی خونه‌ی سوآ منفجر شدخونه‌ی سوآ برخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط