وَقتی یه دُخْتَر بِهِتْ گیر میده..

وَقتی یه دُخْتَر بِهِتْ گیر میده..
اَزَتْ ¦ جَوآبْ ¦ میخوآد . حَسودی وَ گیر دآدَنآشْ 

کَلآفَتْ می کُنه

 فِکر نًکٌّن زیآدی بَدبینٍه

 خٌوشْحآل بآش 
 چُون عآشٍقْتٍه 

 دآرٍه وآسٍه دآشتَنِت می جَنگٍه..

أمآ وآی بِه حآل روزی کِه

ساکت شِه اوج گیر دآدَنآش بِشه یه کَلَمه

اوکی..! هَرجور راحَتی
دیدگاه ها (۱)

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗چند روز بعد...جیمین و مانیا بیشتر از قب...

سناریو بلولاک/قفل آبی

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

دختره وسط میزوکیهمشخصات میزوکی👇🏻🌿🎀 میزوکی کوروساوا — Mizuki ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

تصمیم گرفتم از این به بعد زیر هر پست راجب یه موضوع رندوم حرف...

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

سناریو درخواستی از کاراسو (آره عکس قشنگ ازش نداشتم😔)کاراسو د...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

چندپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط