در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم

حافظ
دیدگاه ها (۲)

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

عاشقانه های شبنم

ورق بزنید.....

تابستانی داغ و پرملال

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

عاشقانه های شبنم

نقطه ی آرامش

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط