‌

‌
گیرم کہ
بہ هرحال، مرا برده‌ای از یاد!
گیرم کہ زمان،
خاطره‌ها را به فنا داد!
گیرم نہ تو گفتی
نہ شنیدی،
نہ تو بودی...
آن عاشق دیوانه کہ صد نامہ فرستاد!
با آن همہ دل بستگی و عشق چہ کردی؟
یڪ بار دلت
یاد من خسته نیوفتاد؟
یعنی بہ همین راحتی از عشق گذشتی؟
یک ذره دلت تنگ نشد... خانه‌ات آباد؟
این بود سزای من دل خستہ‌ی عاشق؟
شیرین رقیبان شده‌ای از لج فرهاد؟
باشد گلہ‌ای نیست؛
خدا پشت و پناهت
احوال خودت خوب،
دیدگاه ها (۰)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

🥺🖤 یا حسین... آرام کن قلبم راکه جز نام تو، پناهی برای این دل...

دوست به کین است و آسمان به کمینم خستـه دل از دست آسمان و زمی...

عاشقانه های شبنم

فردا فردا کردن

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

عاشقانه های شبنم

هر وقت دلتنگ می‌شوم ودلم میگیرد همان لحظه می‌فهممیک جای کار ...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط