گریه کن

گریه کن
مثل ابری سرگردان
که خانه اش به باد بند است
و هیچ هواشناسی
هرگز پیدایش نخواهد کرد
گریه کن
گاهی ابرها هم
از ترس تنهایی می بارند ....

"منیژه حسینی"
دیدگاه ها (۱)

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

می بیند و می فهمد و انگار نه انگارصیدیم، رها گشته و در بند گ...

گردباد دریایی Waterspout ستونی چرخان از هوا است که بر فراز ح...

عاشقانه های شبنم

گذر کن...از هر دستی که رهایت کرد،از هر فصلی که تمام شد،از هر...

بعضی فتح‌ها،امنیت یک ملت را رقم می‌زنند…در روزگاری که سایه‌ی...

خونه مادر بزرگ

آقا......بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم صو...

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و کش...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط