اگر من بزرگ نمی شدم پدربزرگ هنوز زنده بود

اگر من بزرگ نمی شدم پدربزرگ هنوز زنده بود
موهای مادرم سفید نمی شد
مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید
تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود
غروب جمعه برایم انقدر دلگیر نبود

چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من.......
# rozgoli
دیدگاه ها (۳)

فیک : بین راندها

پارت ۸: سایه‌یِ مرگماه داشت به پایان می‌رسید و هوایِ خانه از...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

ازدواج اجباری

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط