یه نخ ارامش دود میکنم

یه نخ ارامش دود میکنم
به یاد ناارامی هایی که از سروکولم بالا رفته اند
یه نخ تنهایی٫به یاد تمام دلتنگی هام
یه نخ سکوت٫به یاد حرفهایی که قورت داده ام
یه نخ بغض
به یاد تمام اشکهای بی کسیم
کمی زمان به اندازه یه نخ دیگر
یه نخ بیشتر تا مرگه این پاکت نمانده

نخ اخر برای وداع
به یاد تمام سلام هایی که بدون وداع بر باد رفت
یه نخ٫یه کام٫یه پاکت٫یه جوانی
یه عمر
این تمام زندگی من بود...
دیدگاه ها (۱)

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

پارت ۳

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁷نگاهش بالا اومد و به افکارم پایان داد...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط