عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـت مــانده ..

عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـت مــانده ..
    امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
    و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
    و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…
    و غمــت سـهم ِ مــن!
دیدگاه ها (۵۱)

‌ ❤️سلامی به زیبایی عشقبه لطافت دلبه نرمی ابریشم مهربانیبه و...

۰

تمام تنم میلرزد…از زخمهایی که خورده ام..!!من از دست رفته ام…...

۰

.شادی داشتنتشادی بغل کردنسازی ست کهدرست نمی‌شناسمشدرست می‌نو...

مادرم نیست

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

وقتی لب تو خنده زد

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

عاشقانه های شبنم

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط