ز لبان تو شنید :

ز لبان تو شنید :
”زندگی رویا نیست
زندگی زیبایی ست
می توان
بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی
می توان
در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت
می توان
از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله هاست“
قصه ی شیرینی ست
کودک چشم من از قصه ی تو می خوابد
قصه ی نغز تو از غصه تهی ست
باز هم قصه بگو
تا به آرامش دل
سر به دامان تو
بگذارم و در خواب روم
گل به گل ، سنگ به سنگ این دشت
یادگاران تو اند
رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوکواران تو اند
در دلم آرزوی آمدنت می میرد
رفته ای اینک ، اما آیا
باز برمی گردی؟
چه تمنای محالی دارم
خنده ام می گیرد
چه شبی بود و
دیدگاه ها (۳)

فراتر از خویش

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

« هم عشقمی هم رفیقمی »روایتِ رابطه ای ست که در آن عشق فقط به...

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

عاشقانه های شبنم

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط