می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پـدر تنـه

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پـدر تنـها قهرمان بود…
عشـ♥ــق، تنـــها در آغوش مـــ♥ـــادر خلاصه میشد…
بالاتـــــرین نــقطه ی زمین، شــانه های پـدر بــود …
بدتـرین دشمنانم، خواهـر و برادر های خودم بودند…
تنــها دردم، زانـو های زخمـی ام بودند…
تنـهـا چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود…
و معنای خداحافـــظ، تا فـــــــردا بود…!
دیدگاه ها (۳)

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

قسمت ۶

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

ابلیس

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پـدر تنـها ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط