قسم به سیب، زمانی که بر لبت خنده‌ست

قسم به سیب، زمانی که بر لبت خنده‌ست
قسم به ماه، که از صورت تو آکنده‌ست

قسم به قرمزی گونه‌ات که می‌گویند
چراغ راه شهیدان حال و آینده‌ست

قسم به شاخه‌ی شب‌بو که عطر وحشی آن
همیشه یاد تو را در فضا پراکنده‌ست

قسم به شب که شما برده‌اید از من دل
قسم به روز که دل شسته‌است از من دست

قسم به کوه، که من تکیه‌گاه محکمی‌ام
که هر چه بار گران روی شانه‌ی بنده‌ست

درست یا غلط آن‌قدرها خطا کردم
که چشم‌های من از دیدن تو شرمنده‌ست

تو می‌روی و من اصرار می‌کنم نروی
ولی چه فایده وقتی دل تو یک‌دنده‌ست

قسم به خون روان روی سنگفرش حیاط
دلم بدون تو انگار مرغ سرکنده‌ست

قسم به مرگ که پایان ماجرایم بود
کسی که از تو جدا می‌شود مگر زنده‌ست!؟
دیدگاه ها (۳)

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

شده دلتنگ شوی و هیچ چاره‌ای نداشته باشی جز اشک... من هر شب، ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

Dana-Apada

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️باران از عصر شروع شده بود.تا ساعت نه شب، ت...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط