دیشب داشتم یه خواب عجیب میدیدم...

دیشب داشتم یه خواب عجیب میدیدم...
خواب دیدم من پایین تختم و اکوتاگاوا رو تخت خوابیده و داره‌ کابوس میبینه اون یک دفعه بیدار شد منم سریع براش یهلیوان اب بردم اون یکمی خورد ولی گریه کرد منم بهش گفتم تو این دنیا اتیشو با آب خاموش میکنن ولی اتیش توی دل رو با اشک اونم منو محکم بغل کرد و منم همینطور
دیدگاه ها (۴۴)

ترس من از مردن نیستدیدن دوباره ی آدم‌ های این دنیاستundertak...

بچه هااااااینو خودم کشیدم و میدونم ریدم🤣🤣( با گوشی )

پارت ۴پایین اومدم و به راهم ادامه دادم....دور و اطراف 360 در...

پارت 3

سناریو جدید

عشقی حقیقی

{[وقتی به بچت حسودی میکنه]}

رمان تهیونگ

رمان تو خود منی

ادامه سناریو

پارت ۴۸

پارت ۴ساعت ۱۱ و ۱۹ دقیقه صبح_تهیونگ:با اذیت شدن چشمم توسط نو...

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...مکنه لاین]جیمین:تو خواب ...

رمان سوم پارت پانزدهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط