خب آدم جوش می آورد...۰

خب آدم جوش می آورد...۰
فکر کن یک مشت انرژی لعنتی بماند درونت...
یک مشت حرف، قربان صدقه...
یک بغل محکم، یک جانم گفتن کشدارپ بانمک...
خب هر کس باشد خل میشود...
با خودش بلند بلند حرف میزند...
حتی گاهی فریاد میزند با لگد میزند زیر هر چه جلوی پایش باشد...
اصلا آدم شش روز هفته شش و نیم صبح از خواب بیدار شدن،
از رییس ایراد گیر حرف شنیدن، تا بوق سگ کار کردن را تحمل می کند که چه؟
که یک آخر هفته ای باشد که سرش به تنش بیارزد، که معدل روزهایش نرسد به صفر، به تک ماده...
خب آدم آدم است ده بار با دوست همجنسش برود بیرون یک یازدهمین باری میرسد که دلش بخواهد این جمعه صبح را تووی یک بغل محکم چشم باز کند...
انقدر چیزها میشود تووی همین باهم بودن لعنتی پیدا کرد که هر چقدر خودت را گم کنی در کار، ورزش،خرید، فیلم و هر گول زنک دیگری؛
هر چقدر این نخ افکارت را محکم بچسبی، حواسش را پرت کنی سمت فکرهای خوب
می چرخد و می چرخد و می چرخد... و آخر باز سر از این حفره خالی مانده در می آورد...
این ها را نگفتم که ناله کرده باشم
گفتم برای آن موقع ها که در صندلی نرمت جا به جا میشوی و منی را که تا اینجا پرم از جای خالی،
تشویق می کنی به " از تنهایی لذت بردن" مشاور من

#پریسا_زابلی_پور
دیدگاه ها (۳)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

P¹⁶ استاد با صدای بلند قهقه زد. استاد:وای ات دخترم،تو خیلی ش...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

عاشقانه های شبنم

فیک : بین راندها

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_18جونگ کوک همینطور حبف می‌زد و حرف می‌زد ...

دوست پسر گیسو کمند من

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط