P¹⁶

P¹⁶

استاد با صدای بلند قهقه زد.

استاد:وای ات دخترم،تو خیلی شیرینی!

+اوه مرسی استاد.

استاد: خب عزیزم، بخور بریم سراغ درس!!

+چشم.

با تمام سرعت کاپ کیک رو چپوندم تو دهنم و شیرموز رو ریختم تو حلقم؛با دهن پر گفتم

+ تموم!

استاد:یکم آروم بخور دختر؛خفه میشی.

+نترسین چیزیم نمیشه

هه جیو:این سگ جونه چیزیش نمیشه!

استاد:شما سه تا دوستای خوبی برای همین!

با لبخند ملیحی این حرف رو زد.
یهویی جدی شد.

استاد:بریم سراغ درس!

هه جیو:پشمام چقدر زود مود عوض کرد!


ادامه دارد......
شرمنده بخاطر تاخیر و کم بودن این پارت 😓😓
احتمالا شب ۲تا پارت طولانی بدم
الان پارت ¹⁶هستیم و خب احتمالا تا آخر این هفته آپ نداشته باشم بشینم کلا بنویسم و تا پارت ⁴⁰ یا شاید بالاتر رو یه جا آپ کنم و بازم یه هفته آپ نداشته باشم و آخر هفته تا پارت ⁶⁰ بزارم و بعدش واس فصل بعدی حاضر شم البته احتمالا از آبان فصل ۳رو بزارم چون میخوام اول کامل بنویسم و بعد آپ کنم تا بین آپ ها فاصله نباشه‌.
بعد پایان این فصل در دنیای سلطنت رو شروع کنم یا بمونه واسه بعد فصل ۳؟

لطفا توی کامنتا بگین که فیک در دنیای سلطنت رو آپ کنم یا بمونه واس بعد فصل سوم فیک پدرخوانده

بایی
دیدگاه ها (۷)

سلام بچه ها .

خسته بودن دلیلی شد که باهات تند رفتار کنم اما همون رفتـار......

بریم برای پارت گذاری ؟لتس گوویو «ا/ت»که همون پسره یعنی استاد...

P4هه جین:چرا چیزی نمیگی جو...جیهوپ:صب کن الان میام*رفت پیش د...

دوستان سلام خوبید ؟خب میخوام یچی بگم اول اگه غلت املایی تو م...

پارت ۳ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ادامه ی حرف استاد : گروه ها ۶ نف...

درودددددددددددددد🫧خب چطورید؟✨این فیکشن رو هم به اتمام رسوندم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط