صدای نفس هایم را می شنوی ؟!

صدای نفس هایم را می شنوی ؟!
اینجاهمیشه ...

یک حس ِ آنی

شانه های امن ِ من برای تو
روز های ِ خوب ِ من فدای ِ تو

یک پیاله از شراب ِ تلخ هم
خونبهای ِ مرگ ِ بی صدای ِ تو

ماه آمده کنار ِ پنجره
گریه می کند پس از دعای ِ تو

بین ما فقط سکوت واقعی ست
مثل ِ آخرین سروده های تو

با خودت قدم بزن که سال هاست
هیچ کس نمی رسد به پای ِ تو ...
دیدگاه ها (۱)

*شهریور، آهسته در گوش زمین می‌گوید:من آخرین نفس‌های تابستانم...

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

و تو،طوری در من نفوذ کرده‌ای که انگار تمامِ سلول‌هایم، از هم...

🖤 پارت بیست‌وچهارم | خانه‌ی قدیمیلانا و جونگکوک جلوی خانه‌ی ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط