آدم وقتی جوان است، به پیری جور دیگری فکر می کند.

آدم وقتی جوان است، به پیری جور دیگری فکر می کند.
فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه ی صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است.
اما وقتی به آن می رسد، می بیند هنوز همان دخترک پانزده ساله است که موهایش سفید شده، دور چشم هایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند.
و از همه بدتر،
بار خاطره هاست که روی دوش آدم، سنگینی می کند.   

#خاطرات_قدیمی #ستایش_قلب_سربی
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
دیدگاه ها (۱۰)

ذهنت شلوغ شده یا دنیا واقعاً سخت‌تر شده؟اغتشاش ذهنی معمولاً ...

" آرامش" به معنای آن نیست که صدایی نباشد،مشکلی وجود نداشته ب...

💕زندگی خیلی ساده است. در پنج عبارت خلاصه میشود؛ که آنها اسرا...

‏وقتی به پدرم می‌گفتم از فلانی ناراحتم، بد برخورد کرده! می‌گ...

گاهی دلم می‌خواهد تمام هیاهوی جهان را پشت سر بگذارم و پناه ب...

---### سناریوی: «سایه‌هایی در حافظه‌ی ناخودآگاه»در این دنیای...

گاهی فکر می‌کنم آدم‌ها فقط با «کلمه» همدیگر را پیدا نمی‌کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط