دیر کرده ای.......

دیر کرده ای.......
عقربه ها گیر کرده اند در گلوی من!!
انگار که رد نمی شود........
نه زمان!!
نه آب خوش!!
..........................................................
واژه هایم بوی شکستن میدهد!!
سوء تعبیر شده........
فقط چند ترک سادست!!
نگران نباش
تا روز دیدنت سرپا می مانم!!
قول میدهم......
دیدگاه ها (۲۶)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁴هیچکس نمی‌تواند برای همیشه زندگی کند، اما چیز...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

بفرمایید رمان بقولید😘❤️پارت سی دوم🔥عشق ابدی ما🔥سونیک: دیدن خ...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط