- بچه ك بودم خیلی شیطون بودم بابامم دستِ بزنش خیلی خوب بو

- بچه ك بودم خیلی شیطون بودم بابامم دستِ بزنش خیلی خوب بود ، هروقت یه شیطنتی می‌کردم !
کمربندشو باز می‌کرد و . .
یه دلِ سیر کتکم می‌زد ، کتکه رو ك می‌خوردم و
تموم می‌شد بغضمو قورت می‌دادم ؛
نگاش می‌کردم و درحالی ك تموم سعیمو می‌کردم
اشکام سرازیر نشن می‌گفتم :
‹ هیچم درد نداشت . . ›
بعدم بدو بدو می‌رفتم تو اتاقم تا کسی اشکامو نبینه
دروغ چرا رفتنت کم از درد کمربند بابام نبود !
ولی می‌دونی چیه ‹ هیچم درد نداشت :)!💙'🎼 ›
دیدگاه ها (۰)

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

پسر بد (56)

رمان تو خود منی

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۹۰ | وقتی آت رفت....

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:21کوک:واقعا متاسفم..ببخش...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣۳۱🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)ولی کاملا اشتباه فکر م...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 3همینطور با دقت به حرف ه...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_15ویو میرایکی دو روز گذش...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط