نوشتم باران......

نوشتم باران......
گفت آفتابی ست امروز
نوشتم دلتنگی.....
گفت آسمان آبی ست امروز
نوشتم فاصله.......
گفت من که نزدیکم به تو
نوشتم سکوت......

و مرا در هوای بارانی فاصله ها
در سکوتی بی مرز رها کرد...!!!
دیدگاه ها (۴۱)

رها🍂 یک قرار پاییزی با تو می خواهمزیر آسمانی ابریمیان بوی خا...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

☀️ همچون آفتابِ بی‌دریغِ بامداد#تو بیاآسمانِ تنهای نگاهِم را...

عاشقانه های شبنم

حال و هوای دلت گرم بماند که شهریور پایان گرمای تابستانی ماست...

گفتم به کودکی که چه رنجور و لاغری!ای گل! تو غنچه‌ای تو لطیفی...

حال و هوای دلت گرم بماند🧡 که شهریور پایان گرمای تابستانی ماس...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط