گفتم به کودکی که چه رنجور و لاغری!
گفتم به کودکی که چه رنجور و لاغری!
ای گل! تو غنچهای تو لطیفی تو دختری!
فرزند مرز و بومی و پروردهی وطن
امید سرزمینی و فردای کشوری
امروز اگر به رحمت مادر دلت خوش است
فردا برای کودک خود مهر مادری!
جای تو مدرسهست! نه در کوچههای شهر!
از کی بدون کوله و خودکار و دفتری؟
لختی سکوت کرد و لب خویش را گشود
کودک به طعنه گفت عمو فال میخری؟
#علیرضانورعلیپور
#شعرخوانی
ای گل! تو غنچهای تو لطیفی تو دختری!
فرزند مرز و بومی و پروردهی وطن
امید سرزمینی و فردای کشوری
امروز اگر به رحمت مادر دلت خوش است
فردا برای کودک خود مهر مادری!
جای تو مدرسهست! نه در کوچههای شهر!
از کی بدون کوله و خودکار و دفتری؟
لختی سکوت کرد و لب خویش را گشود
کودک به طعنه گفت عمو فال میخری؟
#علیرضانورعلیپور
#شعرخوانی
- ۶۱۵
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط