اولین بار که دادم چقدر ها کردی

اولین بار که دادم چقدر ها کردی

دل خود را به تو اما تو چه تنها کردی

چه بگویم که تو تا دسته فرو کردی باز

خنجرت را به دلم بعد که پیدا کردی

من بی چاره ببین درد کشیدم آن شب

که تو رفتی و مرا این همه شیدا کردی

همه گفتند نباید بدهم بار دگر

دل خود را به تو،یک عالمه رسوا کردی

یاد داری چقدر ها که برایت خوردم

خون دل را همه وقتی که تو هیها کردی

بعد از آن شب که هنوزم بخدا زیر تو ام

زیر آوار کمی عشق که حاشا کردی

چه به گویم که تو آخر به تنم ریخته ای

زهر،وقتی که خودت را تو فریبا کردی

حال هرشب چه کنم زخم که برجایش هست

دل بی تاب خودم را...که تو تنها کردی
سرگشته
دیدگاه ها (۱)

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❹به مژگان سیه کردی؛هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط