قلب من ،

قلب من ،
قالی خداست ...
تار و پودش از پر فرشته هاست
پهن کرده او دل مرا
در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب
شب که می شود
خدا روی قالی دلم راه می رود
یک شبی حواس من نبود ریخت
روی قالی دلم
شیشه ای مرکب سیاه
سال هاست مانده جای آن
جای لکه های اشتباه
ای خدا به من بگو
لکه های چرک مرده را کجا خاک می کنند؟
از میان تار و پود قلب
جای جوهر گناه را چطور پاک می کنند؟
آه آه از این همه گناه و اشتباه
آه نام دیگر تو است
آه بال می زند به سوی تو
کبوتر تو است
قلب من دوباره تند تند می زند
مثل اینکه باز هم خدا
روی قالی دلم قدم گذاشته
'عرفان نظر آهاري'
دیدگاه ها (۱۱)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :گفت: روز دوم را آغاز ...

سناریو🥂

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

فریــاد کـن رسول،کــه دنیــا بـرای توستامـــروز قـلـبِ عــال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط