"چند شات‍ے "

"چند شات‍ے "
ورژن : 𝚓𝚊𝚗𝚐𝚎𝚔𝚘𝚔

ا.ت :
" هق کوک هق شلوارت"

جونگکوک نگاهش رو برد سمت شلوارش و بعد دامن ا. ت..
(خودتون فهمیدید دیگه چی شد)

آروم ا‌. ت رو بلند کرد
لباساش رو به همراه لباسای خودش درآورد
بردتش سمت حموم و گذاشتتش تو وان آروم شکمش رو ماساژ میداد
و موهاشو میبوسید ‌و نوازش میکرد

ا.ت بیشتر سرشو به سینه ی کوک فشار داد و دست هاشو دورش حلقه کرد...

کوک آروم آب ورم رو باز کرد و بدن ا.ت خیلی آروم ظریف شست بعد
شامپو رو برداشت و آروم موهاش رو ماساژ داد و آب کشی کرد

ا.ت هنوزم بغض یک ساعت پیش توی گلوش بود
کوک هم متوجه بغضش بود..

بعد از شستن خودش ا.ت رو بلند کرد و به سمت تخت برد بدنشو خشک کرد و لباس هاشو تنش کرد
موهاشو با سشوار خشک میکرد و ا.ت از درد دستش رو روی شکمش فشار میداد

کوک بلندش کرد و گذاشت توی بغلش کیسه ی آب گرم رو روی شکم و کمرش جا به جا کرد
و پتو رو روی خوش و ا.ت کشید

جونگکوک:
"آروم ، من پیشتم
دیگه تنهات نمیزارم.."

ا. ت :
"کوک ،، ازت ممنونم "

جونگکوک
"من ازت ممنون که با وجودت موجب بودنمی پرنسسم"


پایان.
.
.
.
.
"می‌دونم ریدم به روم نیارید 💃🏻💃🏻"
دیدگاه ها (۱۷)

"چند شات‍ے "ورژن :𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 در حال ژست گرفتن برای عکاسی بودم که ...

"چند شات‍ے "ورژن :𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 امد جلوم و اون مرد رو کنار زد کمرم ...

"چند شات‍ے "ورژن : 𝚓𝚊𝚗𝚐𝚎𝚔𝚘𝚔ابر ها با به هم خوردن غرش میکنند....

بهم یه حرفی بگو که هیچ وقت فراموش نکنم :«" یه جور یادگاری با...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

نام: قرارداد نفرتPart:²⁶چند دقیقه از آخرین حرف جونگکوک گذشته...

آتیشی که از بارون شروع شد part 41ا. ت: جونگکوک؟جونگکوک: چی؟ا...

نام: قرارداد نفرتPart:45موسیقی همچنان توی اتاق پخش می‌شد.ا/ت...

نام: قرارداد نفرتPart:³⁶چند ساعت بعد...همه وسایلشون رو داخل ...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁴چند دقیقه بعد، جونگکوک و ا/ت دوباره ...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 48ویوی ا. تصدای زن دوباره از ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط