مــــن و تنــــهایــــے...

مــــن و تنــــهایــــے...
تــــــــــــو چـــــــه مــــے دانـــــے . . . .
شَــــب کــه مـــے شـــــود. . . .
گــــلویَـــم پُـــــر مـــــے شــــــود. . . .
پـــر از یـــک بُــــغـــــض ِ سَـــنگـــیـــن
بُــــغضـــے کـه نـــاخــواســته مـــے تــرکَـــد
و چشمــــــــانـــم را پــــــــــاک ، بــارانـــــے مـــے کنــد. . . .
و امـــــا دلــم . . . .؛
دلــم پُـــر مـــے شـــود از درد...
دردهــــایــے پُـــر از حــــرف...
دیدگاه ها (۲)

ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﻰﻳﮏ ﺭﻭﺯ ...ﻳﮏ ﻣﺎﻩ ...ﻳﮏ ﺳﺎﻝ ..."ﻣﻬﻢ ﮐﻴﻔﻴ...

غــم که نوشـتن نـدارد نفوذ مےکند در استـخوان هایت…جاسـوس می ...

بعضی از چیز هاتنها از دور ظاهر آرام و زیبا دارندو انسانبرای ...

می گویند:حرف ها هم دست دارند;دست های بلندی که گاهی گلویی را ...

عاشقانه های شبنم

شب که می شود ؛ تمامِ جهان می خوابند .من می مانم و سکوتی که د...

غم که می‌آید در و دیوار ،شاعر می شود در تو زندانی‌ترین رفتا...

غم که می‌آید در و دیوار ،شاعر می شود در تو زندانی‌ترین رفتا...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

➳‌‌   ⃟ٖٜٖٜٖٜ💜ᥫ᭡تنهایی، گاه همچون سایه‌ای سنگین بر زندگی‌ات ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

موسیقی

تو جای زخم‌هایم را می‌دانی؛ همان‌جاهایی که دیگر هیچ‌کس اجازه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط