هیچ میدونستی وقتی رفتم دراز کشیدم تو وان حموم،دو تا تیغ ب

هیچ میدونستی وقتی رفتم دراز کشیدم تو وان حموم،دو تا تیغ با خودم برده بودم؟میدونی چرا؟برای این که وقتی خونریزی شروع شد و ضعیف شدم و دستام شل شد، اگه یه وقت تیغ از دستم افتاد،کارم نصفه نمونه.
میتونی تصور کنی؟میتونی تصور کنی یه نفر چقدر میتونه از زندگی متنفر باشه که برای خودکشی تیغ زاپاس برداره؟


📕 بمان #مارک_فاکستر
دیدگاه ها (۱)

#چندپارتیموضوع:(وقتی ازش فرار میکنی)تا ابد و یک، دوست دارم!ج...

Custom bride part : ۱۵

تکپارتی𓂃 ࣪˖ ִֶָ☾. ݁₊ ⊹ . ݁˖ تهیونگهایی من ات هستم دوست دختر ...

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

«رایحه پنهان»امروز روز استراحت تهیونگ بود.از صبح هیچ کاری ند...

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط