بنـــد دلـــم را به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم

بنـــد دلـــم را به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم
که هر جـــا رفتـی دلــم را با خود ببری
غــــافل از اینکه تو پـــا برهنـــه می روی
و بی خبــــر…!!!
دیدگاه ها (۱)

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

تو شبیه یک تکه سبزی در دل روزهای

درخششی برای قدم‌هایتمهره‌های ریز سرمه‌ای،مثل شب پرستاره،پشت ...

نه برای اینکه برگردی،نه برای اینکه بفهمی،فقط می‌خوام بگمکه ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط