بوی عیدی،بوی توپ،بوی کاغذ رنگی

بوی عیدی،بوی توپ،بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره ­ی نو

بوی یاس جانماز ترمه ­ی مادربزرگ

با اینا زمستونو سر می­کنم

با اینا خستگیمو در می­کنم

شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه ­ی عیدی از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخورده­ ی لای کتاب

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه

شوق یک خیز بلند از روی بته­ های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه­ ها

عشق یک ستاره ساختن با دولک

ترس ناتموم گذاشتن جریمه­ های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستونو سر می­کنم

با اینا خستگیمودر می-کنم
M
دیدگاه ها (۲)

Sh

Sh

M

M

پارت ۱۹:بی دقدقه"همان روز بود که متوجه نوری در چشمانش شدم"(س...

(سایه های خونی) part ۸/***الیویا: لحظه ای نوری چشام های آسمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط