چندپارتی
چندپارتی 🌝
درخواستی ✨
p.4
همه باهم نفس عمیق کشیدن
وارد سالن شدن
طرفدارا جیغ میکشیدن
یا بعضی هاشون اسم اعضا رو داد میزدن
_اتتتتتت
_جونگکوککککاااا
_جیمیننننننن شیییی
به همین صورت جیغ و هورا میکردن
شروع کردن به خواندن آهنگ اول که مطمئن بودن طرفدارا براش میمیرن
ات شروع کرد به خوندن :
love... soo it Lov_
طرفدارا جیغ کشیدن
ات ادامه داد:
sorry Boy sorry Boy_
نوبت جونگکوک شد:
We were able to, we were able to._
بقیه اعضا به نوبت ادامه دادن همه چی خیلی خوب پیش میرفت ...
رسیدن به آهنگ سوم
همون آهنگی که دیروز و پریروز کلی براش تمرین کردن
اون اهنگ جدید ترین کامبکاشون بود
برای همین خواستن دیر بخونن که طرفدارا رو سورپرایز کنن
همه باهم هماهنگ بودن
با پای چپشون پریدن
جونگکوک جلو اومد با پای چپ پردید و چرخید بعد خم شد
آت هم دوید و خیلی به صورت حرفه ای از روی جونگکوک پرید ...
طرفدارا جیغ کشیدن. ایندفعه بخاطر حرکت محشر ات
دلش دوباره درد گرفت ولی سعی کرد به روی خودش نیاره...
آهنگ تموم شد صحنه تاریک شد اعضا رفتن برای تعویض لباس و استراحت
ات احساس خفگی میکرد نفس کشیدن براش سخت شد
آروم آب رو از روی میز برداشت و خورد
سرفه ای کرد و در بطری رو بست و دوباره روی میز گذاشت
قلبش درد گرفت ...دستش رو روی قلبش گذاشت
نفس هاش بریده بریده شده بود
جونگکوک اومد
_ات باید بیای برای ....ات حالت خوبه
به سمت ات اومد و تکونش داد
_ات نفس بکش ...ات منو ببین
_جونگکوک ....
_جانم ...آت منو ببین حالت خوبه ...چیشدی یهو
تهیونگ اومد که صداشون کنه تا بیان لباس بپوشن
_ات و جونگکوک بیاید دیگن دی.....
جونگکوک !چی شده
_ات حالش بد شده...بیا کمکم کن ببرمش پیش دکتر
_باشه
(منظورم بخش رسیدگی هستش که اونجا اگه چیزیشون شد دکتری چیزی باشه که بهشون کمک کنه گرفتید منظورمو؟)
_خب آت چیزی نیست فقط نفس عمیق بکش
آروم باش
نامجون گفت:
_ما میریم آهنگ پنجم آت باید حالش خوب باشه فهمیدید
_بله
اعضا ات رو بغل کردن و بعدش رفتن روی صحنه ...
آهنگ رو خوندن
آهنگ چهارم
آهنگ پنجم که قرار بود با ات بخونن و لی بدون اون اجرا کردن
ات یکم حالش خوب شده بود
اعضا اومدن که برای اجرای بعدی آماده شن
ات هم آماده شد که بره روی صحنه
آماده شدن و رفتن روی صحنه طرفدارا به محض اینکه ات رو دیدن شروع کردن به جیغ کشیدن
_اتتتتتت شیییییی
ات لبخندی زد
این آهنگ نیاز به دنس نداشت همینجوری زیبا بود
آهنگ رو شروع کردن به خواندن
همه چی خوب بود تا اینکه سر ات گیج رفت و افتاد روی زمین
صحنه ساکت شد
_ای ...
_ات خوبی
پاهاش زخم شد
جونگکوک ات رو بغل کرد و از صحنه بردش بیرون
_اگه به کسی نمی کی حداقل به من بگو
_چیزی نیست فقط سرم گیج رفت
_ات لطفاً بگو بهم اگه چیزیت هست
_یه مشکل زنونست تو درکش نمی کنی
جونگکوک حرف ات رو گرفت
برای همین چیزی نگفت و ات رو بغل کرد تا احساس تنهایی نکنه
_ات ازت چیزی بپرسم
_اوهوم بپرس
_اگه یروزی عاشق بشی اون شخص کیه
_خبببب نمیدونم شاید هیچ وقت عاشق نشم
تو خودت بگو ببینم
_خبببب اگه من عاشق بشم اون شخص خیلی زیباست ،کیوت و مهربونه،ادم رو درک میکنه،موهاش طلایی و صافه ،صداش از بهشت میاد،همه دوستش دار...
_وایسااا ...تو منو دوست داری
_خببب
_اهه ولش کن شاید یکی دیگرو میگی
از جاش بلند شد و رفت
جونگکوک دوید دنبالش
_اتتت وایسا
ات سرجاش موند و برگشت سمت جونگکوک
_ات راستش من دوستت دارم
ات تک خندی کرد و لب زد:
_حالت خوبه ...چی داری میگی میخوای کند بزنی به کار و شغلمون.
_ات اونا مهم نیست فقط بگو ...بگو که توهم دوستم داری
_جونگکوک من عاشقتم روانیتم ولی نمیشه ما باهم تو رابطه باشیم پس بیخیالش شو.
_ات هیچی نمیشه ما همدیگرو دوست داریم
_جونگکوک منم خیلی دوست دارم باهات توی رابطه باشم ولی نمیشه
_چرا نمیشه تو فقط بگو که میخوای باهام باشی یا نه
_میخوام چرا نمیخوام
_باشه پس بقیش بامن
سمت ات اومد و اونو بوسید
اونا بهم اعتراف کردن و بعد یه ماه ازدواج
کردن اونا آنقدر زوج قشنگی بودن که همه به
این از ازدواج حتا طرفدارا راضی بودن
اونا بهترین زندگی رو واسه هم رقم زدن و عاشق هم موندن تا ابد....
Thd and ✨
خب اینم از این درخواستی میدونم چرت شد ولی خب همینو ازم بپذیرید😅😁
درخواستی ✨
p.4
همه باهم نفس عمیق کشیدن
وارد سالن شدن
طرفدارا جیغ میکشیدن
یا بعضی هاشون اسم اعضا رو داد میزدن
_اتتتتتت
_جونگکوککککاااا
_جیمیننننننن شیییی
به همین صورت جیغ و هورا میکردن
شروع کردن به خواندن آهنگ اول که مطمئن بودن طرفدارا براش میمیرن
ات شروع کرد به خوندن :
love... soo it Lov_
طرفدارا جیغ کشیدن
ات ادامه داد:
sorry Boy sorry Boy_
نوبت جونگکوک شد:
We were able to, we were able to._
بقیه اعضا به نوبت ادامه دادن همه چی خیلی خوب پیش میرفت ...
رسیدن به آهنگ سوم
همون آهنگی که دیروز و پریروز کلی براش تمرین کردن
اون اهنگ جدید ترین کامبکاشون بود
برای همین خواستن دیر بخونن که طرفدارا رو سورپرایز کنن
همه باهم هماهنگ بودن
با پای چپشون پریدن
جونگکوک جلو اومد با پای چپ پردید و چرخید بعد خم شد
آت هم دوید و خیلی به صورت حرفه ای از روی جونگکوک پرید ...
طرفدارا جیغ کشیدن. ایندفعه بخاطر حرکت محشر ات
دلش دوباره درد گرفت ولی سعی کرد به روی خودش نیاره...
آهنگ تموم شد صحنه تاریک شد اعضا رفتن برای تعویض لباس و استراحت
ات احساس خفگی میکرد نفس کشیدن براش سخت شد
آروم آب رو از روی میز برداشت و خورد
سرفه ای کرد و در بطری رو بست و دوباره روی میز گذاشت
قلبش درد گرفت ...دستش رو روی قلبش گذاشت
نفس هاش بریده بریده شده بود
جونگکوک اومد
_ات باید بیای برای ....ات حالت خوبه
به سمت ات اومد و تکونش داد
_ات نفس بکش ...ات منو ببین
_جونگکوک ....
_جانم ...آت منو ببین حالت خوبه ...چیشدی یهو
تهیونگ اومد که صداشون کنه تا بیان لباس بپوشن
_ات و جونگکوک بیاید دیگن دی.....
جونگکوک !چی شده
_ات حالش بد شده...بیا کمکم کن ببرمش پیش دکتر
_باشه
(منظورم بخش رسیدگی هستش که اونجا اگه چیزیشون شد دکتری چیزی باشه که بهشون کمک کنه گرفتید منظورمو؟)
_خب آت چیزی نیست فقط نفس عمیق بکش
آروم باش
نامجون گفت:
_ما میریم آهنگ پنجم آت باید حالش خوب باشه فهمیدید
_بله
اعضا ات رو بغل کردن و بعدش رفتن روی صحنه ...
آهنگ رو خوندن
آهنگ چهارم
آهنگ پنجم که قرار بود با ات بخونن و لی بدون اون اجرا کردن
ات یکم حالش خوب شده بود
اعضا اومدن که برای اجرای بعدی آماده شن
ات هم آماده شد که بره روی صحنه
آماده شدن و رفتن روی صحنه طرفدارا به محض اینکه ات رو دیدن شروع کردن به جیغ کشیدن
_اتتتتتت شیییییی
ات لبخندی زد
این آهنگ نیاز به دنس نداشت همینجوری زیبا بود
آهنگ رو شروع کردن به خواندن
همه چی خوب بود تا اینکه سر ات گیج رفت و افتاد روی زمین
صحنه ساکت شد
_ای ...
_ات خوبی
پاهاش زخم شد
جونگکوک ات رو بغل کرد و از صحنه بردش بیرون
_اگه به کسی نمی کی حداقل به من بگو
_چیزی نیست فقط سرم گیج رفت
_ات لطفاً بگو بهم اگه چیزیت هست
_یه مشکل زنونست تو درکش نمی کنی
جونگکوک حرف ات رو گرفت
برای همین چیزی نگفت و ات رو بغل کرد تا احساس تنهایی نکنه
_ات ازت چیزی بپرسم
_اوهوم بپرس
_اگه یروزی عاشق بشی اون شخص کیه
_خبببب نمیدونم شاید هیچ وقت عاشق نشم
تو خودت بگو ببینم
_خبببب اگه من عاشق بشم اون شخص خیلی زیباست ،کیوت و مهربونه،ادم رو درک میکنه،موهاش طلایی و صافه ،صداش از بهشت میاد،همه دوستش دار...
_وایسااا ...تو منو دوست داری
_خببب
_اهه ولش کن شاید یکی دیگرو میگی
از جاش بلند شد و رفت
جونگکوک دوید دنبالش
_اتتت وایسا
ات سرجاش موند و برگشت سمت جونگکوک
_ات راستش من دوستت دارم
ات تک خندی کرد و لب زد:
_حالت خوبه ...چی داری میگی میخوای کند بزنی به کار و شغلمون.
_ات اونا مهم نیست فقط بگو ...بگو که توهم دوستم داری
_جونگکوک من عاشقتم روانیتم ولی نمیشه ما باهم تو رابطه باشیم پس بیخیالش شو.
_ات هیچی نمیشه ما همدیگرو دوست داریم
_جونگکوک منم خیلی دوست دارم باهات توی رابطه باشم ولی نمیشه
_چرا نمیشه تو فقط بگو که میخوای باهام باشی یا نه
_میخوام چرا نمیخوام
_باشه پس بقیش بامن
سمت ات اومد و اونو بوسید
اونا بهم اعتراف کردن و بعد یه ماه ازدواج
کردن اونا آنقدر زوج قشنگی بودن که همه به
این از ازدواج حتا طرفدارا راضی بودن
اونا بهترین زندگی رو واسه هم رقم زدن و عاشق هم موندن تا ابد....
Thd and ✨
خب اینم از این درخواستی میدونم چرت شد ولی خب همینو ازم بپذیرید😅😁
- ۲.۸k
- ۱۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط