چندپارتی
چندپارتی 🌝
درخواستی ✨
p.2
بعد چند ساعت گذشت دلش درد میکرد
سعی کرد به روی خودش نیاره
روی زمین نشست تا بلکه دلش یکم آروم بشه
جونگکوک زیر زیرکی تمام رفتار های ات رو زیر نظر داشت
ات یه تکونی ریزی خورد دوباره دلش پیر کشید
اخماش توهم رفت .درد داشت
آروم بلند شد و به سمت دستشویی بیرون از اتاق تمرین رفت
_لعنتی ...چرا اینقدر درد میکنه
اولین بار بود که دلش این همه درد میکرد
داشت صورتش رو میشست اشکی از گوشه ی چشمش سر خورد و روی گونش ریخت
خودش رو جمع جور کرد و دوباره راهی اتاق تمرین شد...
جونگکوک که فهمید ات یچیزیش هست پرسید:
_ات حالت خوبه؟
_اره...خوبم
_ولی مثل اینکه یچیزیت هست
_نه چیزی نیست
_باشه ...بیا میخوایم تمرین کنیم
_بازم!
_اره ...باید برای کنسرت حسابی آماده باشیم
_اها ...اره... باشه الان میام
جونگکوک سری تکون داد و لبخندی زد
دوباره تمرین کردن و ات بازم باید میپرید
جونگکوک خم شد و ات از روش پرید
که یهو ...
خماری 🤣
شاید پارت بعد رو فردا گذاشتم
درخواستی ✨
p.2
بعد چند ساعت گذشت دلش درد میکرد
سعی کرد به روی خودش نیاره
روی زمین نشست تا بلکه دلش یکم آروم بشه
جونگکوک زیر زیرکی تمام رفتار های ات رو زیر نظر داشت
ات یه تکونی ریزی خورد دوباره دلش پیر کشید
اخماش توهم رفت .درد داشت
آروم بلند شد و به سمت دستشویی بیرون از اتاق تمرین رفت
_لعنتی ...چرا اینقدر درد میکنه
اولین بار بود که دلش این همه درد میکرد
داشت صورتش رو میشست اشکی از گوشه ی چشمش سر خورد و روی گونش ریخت
خودش رو جمع جور کرد و دوباره راهی اتاق تمرین شد...
جونگکوک که فهمید ات یچیزیش هست پرسید:
_ات حالت خوبه؟
_اره...خوبم
_ولی مثل اینکه یچیزیت هست
_نه چیزی نیست
_باشه ...بیا میخوایم تمرین کنیم
_بازم!
_اره ...باید برای کنسرت حسابی آماده باشیم
_اها ...اره... باشه الان میام
جونگکوک سری تکون داد و لبخندی زد
دوباره تمرین کردن و ات بازم باید میپرید
جونگکوک خم شد و ات از روش پرید
که یهو ...
خماری 🤣
شاید پارت بعد رو فردا گذاشتم
- ۵۵۶
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط