نام فیک مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 2
Part: 13
سان ها لبخندی زد.
به مراسم خاکسپاری رسیدن،سان ها ماشین رو پارک کرد و به پیاده شد می سو هم پیاده شد.
می هو از دور میسو رو دید و به مین سو گفت که خواهرش اومد و رفت پیشش.

£سلاممم*لبخند

+سلام*لبخند
*بغلش کرد*

σسلام

£سلام

می هو به دست می سو نگا کرد که داخل انگشت حلقه اش انگشتر بود.
ابروشو داد بالا و نگاهی به خواهرش کرد.

£مبارک باشه*لبخند

+ممنونم*لبخند

سان ها از می هو و می سو دور شد تا باهمن حرف بزنن و به سمت اونا برن.

£بنظرت درسته که توی این مراسم حلقه نامزدیتو انداختی؟

+خب.. نمیدونم

£جونگکوک سر زنش ناراحت هست تو رو هم ببینه بدتر میشه. اون نیاز داره یکی پیشش باشه

+میدونم ولی اون یکی دیگه رو انتخاب کرد الانم بچش و عموش پیشش هستن نیازی به من نداره

همینجوری که حرف میزدند به سمت قبر میرفتن

£اما بنظر من حداقل امروز اینو نمی انداختی..

+نمیشه خب سان ها ناراحت میشه

£سان ها مهمتره یا جونگکوک؟ *اخم

+قلبش: جونگکوک /مغزش: سان ها*

+معلومه دیگه سان ها*لبخند

£خندید*

£باشه تو راست میگی

+خب تو و مین سو اوضاعتون چطوره؟

+نکنه ازدواج کردین ها؟ *نگا به خواهرش کرد

£نه بابا. در حد دوست دختر دوست پسر*لبخند

+خوبه

می سو کنار سان ها وایستاد و می هو هم کنار می سو.
مین سو هم کنار می هو وایستاده بود
جونگکوک چیزی نمیگفت و به قبر زل زده بود، جونگ سو همش گریه میکرد و توی بغله اقای پارک بود.
یکی یکی جلو میرفتن و به جونگکوک تسلیت میگفتن و میرفتن خونه هاشون.
می سو میخواست خودشو اماده کنه که یکباره دیگه با جونگکوک رو به رو بشه پس تصمیم گرفت اخرین نفر بره با سان ها بعدشم می هو و مین سو..
دستشو تیو دست سان ها گذاشت و رفتن جلو.جونگکوک نشسته بود سر قبر یون سئو و هرکسی که تسلیت میگفت و میرفت جونگکوک نگاشون نمیکرد و تشکر میکرد و سرش پایین بود.
نوبت می سو شد.
تعظیم خیلی کوتاه کردن و سان ها گفت:

σتسلیت میگم اقای جئون ، غم اخرتون باشه

می سو اومد حرفی بزنه که جونگکوک سرشو بالا اورد و نگاشون کرد.
درسته که به یون سئو علاقه ای نداشت اما ناراحت بود و از طرفی با دیدن حلقه تیو دست می سو و نزدیک بودن سان ها می سو به هم بدتر داغونش میکرد.
می سو بالاخره لب زد و گفت:

+تسلیت میگم اقای جئون *اروم

به خودش جرعت داد و به چشمای جونگکوک که قبلا هیچ احساسی توش نبود ولی الان بود نگا کرد.
قشنگ میفهمید که داره حسرت میخوره ولی خب چه میشه کرد روزگار برای اون و می سو طوره دیگری تا کرده بود.
می سو توی مهمونی متوجه شده بود که نگاهای جونگکوک نسبت به یون سئو اون حسی که جونگکوک به می سو نگا میکنه رو نداره ولی می سو زندگی جدید خودش رو داشت شروع میکرد با سان ها



ادامه دارد..



ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۶)

فیک نویسه💫حمایت؟ https://wisgoon.com/mrs_jeon

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 12ساعت ۲ و نیم شده بو...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 4جونگ کوک موبایلشو در...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 11می سو خواب بود ، خی...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 3بادیگارد اومد داخل ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط